شهدای ترور غریبانه به شهادت می رسند
همسر شهیدعلی پرورش گفت: وقتی خبر شهادت سردار شهید شوشتری را به علی رساندند به شدت منقلب شد و با صدای بلند به گریه افتاد. جمعیتی جمع شدند تا بدانند علت این گریه ها چیست و من به آن ها پاسخ دادم دوستش به شهادت رسیده است؛ اما مردم که متعجب شده بودند، پرسیدند؛ در کدام جنگ؟!
به گزارش خبرگزاری حیات، شهدای این سال ها خیلی غریب هستند، غریبانه به شهادت می رسند و غریبانه تشییع می شوند. وقتی از به شهادت رسیدن آنان سخنی به میان می آید همه متعجب می پرسند: مگر جنگی وجود دارد؟!علی پرورش یکی از این شهدا است که در روز سوم مرداد 90 در اقدامی تروریستی توسط گروهک پژاک در ارتفاعات قندیل شهر پیرانشهر به شهادت رسید. او عهده دار مسئولیت محافظت از سردار شوشتری در سیستان و بلوچستان بود.همسر شهید علی پرورش در این گفت وگو به بیان خاطراتی ازاین شهید می پردازد: علی متولد یکم فروردین 48 در یکی از توابع شهرستان اَلشتر است که با شروع جنگ تحمیلی با آنکه سن قانونی برای حضور در جبهه نداشت در سال 64 درس را رها کرد و برای مبارزه حق علیه باطل شتافت. شهید پرورش درعملیات هایی همچون کربلای 5 و نصر4حضوری فعال یافت و چندین مرتبه مجروح شد. او درعملیات کربلای 5 حدود 15 ترکش به بدنش اصابت کرد و همه فکر می کردند وی به شهادت رسیده است اما بعد متوجه شدیم که وی به شدت مجروح است.علی با پایان یافتن جنگ تحمیلی با فعالیت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت یگان ویژه صابرین درآمد و به ماموریت های مختلفی را در کشور برای خدمت به نظام جمهوری اسلامی به انجام می رساند.علی پس از به شهادت رسیدن سردار شوشتری از تعلقات دنیایی رها شد و هر روز تشنه تراز گذشته برای پیوستن به لقاءالله و شهادت انتظار می کشید.او پس از شهادت سردار شوشتری نیز به مبارزه و مقابله با گروهک تروریستی پژاک که ابزاری در دست کشورهایی همچون آمریکا و اسرائیل هستند در مناطق مرزی کشور مشغول بود و بالاخره با توطئه این گروهک تروریستی به درجه شهادت نائل آمد.وقتی خبر شهادت سردار شهید شوشتری را به علی رساندند به شدت منقلب شد و با صدای بلند به گریه افتاد. جمعیتی جمع شدند تا بدانند علت این گریه ها چیست و من به آن ها پاسخ دادم دوستش به شهادت رسیده است؛ اما مردم که متعجب شده بودند، پرسیدند؛ در کدام جنگ؟! هیچ گاه پیش نیامد که علی، محل ماموریتش را که در مکان های خطرناکی بود به من بگوید و همیشه برای آرامشم می گفت که در آسایشگاه هستم و یا به تماشای فلان سریال و یا خوردن غذا مشغولم و من بعدها و پس از شهادت وی متوجه شدم که او آن زمان ها در ارتفاعات کوه ها و در سنگر بسر می برده است. علی بسیار متواضع بود وهیچ گاه از از سِمت و درجه هایش به کسی حرفی نمی زد و حتی آن درجه های نظامی را به خانه نمی آورد. حتی من که همسرش هستم تا بعد از شهادتش نمی دانستم که او چه درجه ای داشت. وی به مسائل دینی و اعتقادی بسیار توجه می کرد و توصیه اش به همه اقوام و دوستان این بود که اسامی فرزندانشان را از نام ائمه معصومین (ع) انتخاب کنند. او خیلی اهل مسجد و نماز اول وقت بود و بچه ها را با مسجد آشنا می کرد. اهل ورزش بود. به کوهنوری علاقه زیادی داشت و کاراته را به صورت حرفه ای دنبال می کرد وی دارای « دان 5 » هنرهای رزمی بود و قهرمانی تیراندازی ارتش جمهوری اسلامی ایران و قهرمانی آمادگی جسمانی ارتش را نیز در کارنامه ورزشی خود داشت. علی، احترام به پدر ومادر را از واجبات می دانست. با آنکه علاقه زیادی به زیارت کربلا و سفر حج داشت به هیچ عنوان نمی پذیرفت که زودتر از آنها به زیارت این اماکن مقدس برود. همیشه می گفت: «اگر شهید شدم باید پدر و مادرم از من راضی باشند».آخرین باری که علی برای ماموریت رفت، بامداد 28 تیر90 بود با گذشت چند روز از آن ماموریت که هر روز تلفنی جویای حالش بودیم. یکی از اقوام تماس گرفت و با ناراحتی پس از آنکه جویای حال علی شد و سپس خبر مجروح شدن وی را به من داد بعد از آن کم کم متوجه شدیم که علی به شهادت رسیده است. بعداز آن یکی از همکاران علی، شهادت او را برایمان اینگونه بازگو کرد که علی پس از اقامت چند روزه در ارتفاعات کوه قندیل پیرانشهر و بعد از اقامه نمازصبح به من گفت که احساس می کند، مورد محاصره گروهک تروریستی قرارگرفته ایم. البته من حرف او را رد کردم و گفتم که چنین چیزی صحت ندارد اما علی در جواب من گفت که تو بخواب و با اسلحه و خشاب و نارنجک رفت تا وضعیت را بررسی کند. دقایقی پس ازرفتنش از سنگر با شنیدن صدای تیراندازی از خواب بیدار شدم، نگران علی بودم که به تنهایی برای گشت رفته بود. بیرون رفتم و مشاهده کردم که حدس شهید پرورش درست بوده است و اعضای گروهک تروریستی پژاک تصمیم به محاصره ما گرفته بودند و شهید با آن ها درگیر شده بود. برای کمک به علی رفتم و بعد از آنکه غائله تمام شد متوجه شدم که تیری به سر علی اصابت کرده و بدین شکل به شهادت رسیده است.گروهک پژاک برای اقدامات تروریستی اش مبالغ هنگفتی را از سرکرده های خود که هدفشان ایجاد تفرقه میان مسلمانان است دریافت می کنند. من به عنوان همسر شهید و به عنوان مادر فرزندان شهیدم از مردم انتظار دارم تا وحدت را حفظ کنند و نگذارند دشمنان اسلام میان مسلمانان شکاف ایجاد کنند تا دست غدار دشمنان قسم خورده اسلام از کشور اسلامی مان قطع شود.منبع:ایرنا